تماس با من  صفحه اصلی
دوشنبه 01/03/1391
 
  کاربران  
نام کاربری :  
کلمه عبور :  
  لینکهای مرتبط  
رضا حیرانی
مرتضی بخشایش
 
چهارشنبه 29/07/1388 مرتضی نجاتی برنده ی جایزه ی بامداد شد
 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

 

انجمن غزل با مديريت غزل تاجبخش بيست‌وهشتمين سال‌روز تأسيس خود را با برگزاري دومين دوره‌ي جشنواره‌ي شعر انجمن غزل جشن گرفت.

احسان هاشمي - دبير دومين دوره‌ي جشنواره‌ي شعر انجمن غزل - با اعلام اين خبر به خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: اين جشنواره در دو بخش شعر كلاسيك و نو و بدون هيچ‌گونه محدوديت سني، جغرافيايي و... برگزار شد؛ به‌طوري كه با وجود زمان كوتاه مهلت ارسال آثار، 79 نفر از سراسر ايران و خارج از ايران در آن شركت كردند.

او افزود: در اين جشنواره، سيدعلي صالحي به عنوان مشاور ارشد حضور داشت و در هر بخش، سه داور تعيين و سه نفر به عنوان شاعران برگزيده معرفي شدند كه هم‌زمان با 28سالگي انجمن غزل، لوح يادبود و هداياي ويژه‌ي جشنواره را دريافت كردند.

به گفته‌ي هاشمي،‌ هيأت‌داوران اين جشنواره در بخش شعر كلاسيك، محمدعلي بهمني، مسعود پاينده مهر و محمد سلماني و در بخش شعر نو، رسول يونان، مسعود ميري و عبدالله صمديان بودند. در بخش شعر كلاسيك اين دوره از جشنواره، صديقه حسيني از رشت و در بخش شعر نو، سيدمرتضي نجاتي از تهران به عنوان شاعران برگزيده از سوي هيأت‌داوران انتخاب شدند. همچنين شيما احمدي شاهسواران از تهران و سعيد حيدري از ساوه نفرات دوم و سوم در بخش كلاسيك، و امير دولت‌خواه و علي اسدالهي از تهران نفرات دوم و سوم در بخش نو معرفي شدند.

مراسم گرامي‌داشت بيست‌وهشتمين سال‌روز تأسيس انجمن غزل با حضور و شعرخواني شاعراني همچون محمدعلي بهمني، اكبر آزاد، محمد سلماني، رسول يونان، عبدالله صمديان، مسعود ميري، مسعود پاينده مهر، عليرضا راهب، مرتضي بخشايش، فؤاد گودرزي، ريحانه چزاني، عرفان كارن، محسن عربي، پارسا شهرستاني و محسن پورهاجريان همراه بود و با اجراي موسيقي و تجليل از برگزيدگان و هيأت‌داوران به كار خود پايان داد.
نظرات-6
 
چهارشنبه 29/07/1388 کلمات
 



وقتی کلمات هنوز نفس می کشند یعنی اینکه تو می توانی از قفل هزار توی زمان بگذری - در سرزمین مادری ام اگر چه تاریخ آنطور که می بایست به سودمان نبود و اسفندیار قصه هایمان همان به که به قول الف بامداد چشم پوشیده - اما ، از تاریخ که بگذریم ازحافظ بزرگ که نمی توان گذشت، از
نیما که کلمات را یادمان داد و با نامه هایش که به همسایه نوشت ما را به جایی کشاند که همانا معنی و میعاد بود. تو بودی و چند رفیق دیگر و دیگر اینکه کلمات
نظرات-1
 
چهارشنبه 29/07/1388 گرامافونی در تابوت
 

دیگر نه به دریا فکر می کنم

نه به جاده ای که همیشه انتهاش دوراهی بود

نمی گذاشت

این باد ...

همه چیزم را به هم ریخت

بطری ، استکان ، شمع روی میز و ... همه چیز

از پشت کوه آمده بود - باد

باد تو بودی

با چمدانی در دست و قهقهه ای شبیه مرگ

ای کاش سوزن خسته ای این گرامافون پیر و بی حوصله

روی ترانه ای بی کلام و لال می چرخید

تا من بعد از خوردن صبحانه

تا اینکه این روزنامه را کمی بی حوصله

ورق بزنم!

دلم از خیلی روزا با کسی نیست

نه !

قرار ما از همان ابتدای قصه های یکی بود     این نبود

از همان شبی که باران گرفت

دکمه های این پیراهن بنفش را اشتباه بستم و فهمیدم

باید این پیراهن را در بیاورم

آخر این پله ها....

- که هیچ و قت به قصر شهرزاد قصه گو نمی رسند

آخر این جمعه،... این غروب،- این پیراهن سیاه ...

چقدر باید طول بکشد

قرار ما از همان ابتدای قصه های یکی بود   این نبود

ای کاش

در این خانه را هیچ وقت باز نمی کردم

تا تو

هر وقت که دلت گرفت

از این کوچه های همیشه تاریک و همیشه تنگ

به اینجا نمی آمدی

نظرات-1
 
دوشنبه 14/01/1391 مجموعه‌ي شعر جديد مرتضي نجاتي منتشر شد
 

مجموعه‌ي شعر جديد مرتضي نجاتي منتشر شد

» سرویس: فرهنگي و هنري - ادبيات و نشر

مجموعه‌ي شعر جديد مرتضي نجاتي با عنوان «آواز زني كه از گرامافون مي‌آمد» منتشر شد .

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به گفته‌ي شاعر، «آواز زني كه از گرامافون مي‌آمد» شامل 30 شعر سپيد عاشقانه با مايه‌هاي اجتماعي است كه سروده‌هاي چهار سال اخير او هستند .

مجموعه‌ي شعر «آواز زني كه از گرامافون مي‌‌آمد» با قيمت 3400 تومان و شمارگان 1100 نسخه توسط نشر چشمه منتشر شده است .

مرتضي نجاتي پيش‌تر، نمايشنامه‌ي «من زاپاتا بودم» و مجموعه‌ي شعر «راديو لندن به وقت غروب» را منتشر كرده است .

نظرات-0
 
دوشنبه 14/01/1391 «آوازهاي زني كه از گرامافون مي‌آمد» منتشر شد
 

«آوازهاي زني كه از گرامافون مي‌آمد» منتشر شد

 

در مجموعه‌ي جديدم؛ سعي كردم از فضاي مجموعه‌ي قبلي‌ام فاصله بگيرم تا به تكرار نيافتم. بافت زباني من در اين مجموعه، نسبت به اشعار قديمي‌ام عوض شده و سعي كرده‌ام حدالامكان از فرم‌ها فاصله گرفته و در شعر‌هاي معناگرا باشم.


ایلنا: سيدمرتضي نجاتي؛ كه اولين مجموعه‌ي خود را با نام «راديو لندن به وقت غروب» در اواخر سال 82 منتشر كرده بود، دومين مجموعه‌ي شعر خود را توسط نشر چشمه به چاپ رساند.

وي در گفتگو با خبرنگار ايلنا در اينباره افزود: در مجموعه‌ي جديدم؛ سعي كردم از فضاي مجموعه‌ي قبلي‌ام فاصله بگيرم تا به تكرار نيافتم. اين مجموعه شعر‌هاي عاشقانه با تم اجتماعي را شامل مي‌شوند؛ آنچنانكه فكر مي‌كنم نگاه تازه‌اي به عشق داشته‌ام و از عشقي حرف زده‌ام كه فرا جغرافيايي‌ست.

نجاتي توضيح داد: من به عشق؛ اعتقاد ويژه‌اي دارم و براين باورم كه اگر مردم دنيا بتوانند عاشق شوند، ديگر نه خبر از جنگ و جنايت خواهد بود و نه كشورگشايي و هجمه‌هاي سياسي قدرت‌ها!

اين شاعر كه مي‌گويد در انتخاب شعر براي مجموعه‌ي تازه‌اش، وسواس زيادي به خرج داده و همين مساله بين انتشار مجموعه‌ي اول و دومش فاصله انداخته، اظهار داشت: اين مجموعه كه به تازگي توسط نشر چشمه به چاپ رسيده و توزيع شده است، 30 شعر را در 120 صفحه شامل مي‌شود.

وي همچنين درمورد ساختار اشعار تازه‌اش توضيح داد: بافت زباني من در اين مجموعه، نسبت به اشعار قديمي‌ام عوض شده و سعي كرده‌ام حدالامكان از فرم‌ها فاصله گرفته و در شعر‌هاي معناگرا باشم.

نجاتي كه توانست در سال 88 جايزه‌ي شعر بامداد را ازآن خود كند، ضمن اينكه خود را شاعري مي‌داند كه ريشه در دهه‌ي70 دارد، گفت: به نظر من شعر در دهه‌ي هفتاد، موقعيتي را تجربه مي‌كرد كه از لحاظ زباني ناپخته و خام بود. ولي رويكرد شعر در دهه‌ي 80؛ رويكرد موجه‌تري بود. براين اساس؛ ضمن تاكيد بر نقش دهه‌ي هفتاد در شعر زمانه‌ي ما؛ معتقدم كه امروز شعر، به جايگاه رفيع‌تري دست‌يافته است.

نظرات-0
صفحه اصلی | آثار | مقالات | نقدها | اشعار | گالری تصویر | گالری صوتی | فیلم | مرکز دانلود | درباره من | تماس با من                                            Copyright  © 2008 MortezaNejati.com powered by Targan Soft